چرا بعد از ریلیز اینستاگرام احساس پوچی می کنیم؟

در این مطلب از دیدگاه علم عصب شناسی به بررسی دلیل احساس پوچی پس از ریلز اینستاگرام می‌پردازیم.
چرا بعد از ریلیز اینستاگرام احساس پوچی می کنیم؟

به گزارش پارسینه ،آیا برای شما هم پیش آمده که پس از یک گردش بی هدف در ریلیزهای اینستاگرام، موبایل را کنار بگذارید و ناگهان با یک احساس عجیب از پوچی، خالی بودن و کمی سردرگمی مواجه شوید؟ این احساس فقط خستگی چشمان نیست. این یک واکنش عصبی-شیمیایی واقعی در مغز شماست که با طراحی این پلتفرم ها تقویت می شود. در این مطلب، از دیدگاه علوم اعصاب و روانشناسی رفتاری، به بررسی این پدیده رایج اما کمتر درک شده می پردازیم.

1. اقتصاد دوپامین: چرخه اعتیادآور انتظار و پاداش ناچیز

مغز ما توسط یک سیستم پاداش به نام مسیر مزولیمبیک دوپامین هدایت می شود. دوپامین بیشتر از آنکه «هورمون لذت» باشد، «هورمون انتظار و انگیزه» برای رسیدن به پاداش است. هنگام کشیدن صفحه (اسکرول) و قبل از دیدن ریلیز جدید، مغز شما یک جهش کوچک دوپامین به دلیل انتظار کشف چیزی جدید و جذاب ترشح می کند.

دیگران چه می خوانند:
 
  • مشکل: در معرض ریلیزها، مغز شما مدام در حالت «انتظار-پاداش های خرد و سریع» گیر می افتد. هر ریلیز یک پاداش کوچک و سطحی است.
  • پیامد: پس از 20-30 دقیقه، مغز با انباشتی از انتظارات برآورده شده ی بی معنا مواجه می شود. هیچ هدف معنادار یا دستاورد عمیقی حاصل نشده، لذا سیستم پاداش دچار خستگی و افت می شود. این حالت، احساس خلاء و پوچی پس از مصرف ایجاد می کند.

مثال کاربردی: اسکرول ریلیز مانند خوردن یک بسته کامل چیپس است. در لحظه هر تکه مزه می دهد (پاداش خرد)، اما پس از اتمام، شما نه سیر شده اید (رضایت عمیق) و نه مواد مغذی دریافت کرده اید، فقط احساس پری بی مزه و پشیمانی دارید.

 

2. اثر تماشای منفعل: افت «حس عاملیت» و کنترل شخصی

یکی از پایه های سلامت روان، «حس عاملیت» است؛ احساس اینکه شما نویسنده اعمال خود و مؤثر در زندگی تان هستید. هنگام تماشای ریلیز، شما در حالتی کاملاً منفعل قرار می گیرید. محتوا بدون هیچ انتخاب آگاهانه ای (بیشتر توسط الگوریتم) به شما تحویل داده می شود. مکانیسم: پس از یک دوره انفعال طولانی، وقتی به دنیای واقعی بازمی گردید، مغز نیاز دارد دوباره کنترل را به دست گیرد. این انتقال می تواند با احساس سردرگمی، بی هدفی و کاهش انگیزه همراه باشد، گویی کنترل زندگی خود را موقتاً از دست داده اید.

 

مثال کاربردی: پس از یک ساعت تماشای ریلیز، هنگامی که به لیست کارهای روزانه خود نگاه می کنید، ممکن است احساس کنید انجام آنها «خیلی سخت» یا «بی معنا» است. دلیلش این است که مغز شما به دریافت آسان و بدون تلاش محرک ها عادت کرده و حالا برای اقدام خودانگیخته انرژی کمتری دارد.

3. بار شناختی و تکه تکه شدن توجه

 

 

هر ریلیز یک واحد اطلاعاتی مجزا است که میانگین توجه شما را به 7 تا 15 ثانیه محدود می کند. تغییر سریع و مداوم موضوع، سبک و محتوا، نیازمند سوئیچینگ شناختی مداوم است. این کار برای قشر پیش پیشانی مغز (مرکز تصمیم گیری و تمرکز) فرساینده است.

  • نتیجه: پس از اتمام، مغز شما خسته از این جابجایی های پرشمار است، اما چیزی برای نشان دادن ندارد. این خستگی شناختی-عاطفی خود را به صورت احساس تهی بودن و بی حوصلگی نشان می دهد.

مثال کاربردی: مانند آن است که در یک نمایشگاه شلوغ، مدام از یک غرفه به غرفه دیگر بدوید بدون آنکه چیزی بخرید یا مکالمه معناداری داشته باشید. در پایان، خسته و گیج هستید و از خود می پرسید: «هدف از این همه دویدن چه بود؟»

4. مقایسه اجتماعی ناخودآگاه و کاهش ارزش خود

حتی اگر آگاهانه مقایسه نکنید، مغز به طور خودکار زندگی هایلایت شده، ویرایش شده و اغلب غیرواقعی دیگران را ثبت می کند. دیدن موفقیت ها، ظاهر، سفرها و لحظات ایده آل دیگران در قالب ریلیزهای جذاب، می تواند ناخودآگاه حس «کم بودن» یا «از قافله عقب بودن» را فعال کند. پیامد: این احساس، به ویژه پس از اتمام مصرف، زمانی که از دنیای فانتزی به واقعیت خود بازمی گردید، تشدید می شود و به احساس کلی پوچی و نارضایتی دامن می زند.

مثال کاربردی: پس از تماشای رشته ای از ریلیزهای موفقیت شغلی، زیبایی و سفر، وقتی به محیط معمولی اتاق خود نگاه می کنید، یک «شکاف ادراکی» موقت ایجاد می شود که می تواند به احساس پوچی بینجامد.

 

5. نقص در پردازش عمیق و تشکیل حافظه معنادار

مغز برای احساس رضایت و معنا، نیاز به پردازش عمیق اطلاعات و تشکیل حافظه روایی دارد. ریلیزها به دلیل کوتاهی و تراکم بالا، عمدتاً در حافظه کاری و کوتاه مدت پردازش می شوند و به ندرت به حافظه بلندمدت یا بخش های مرتبط با هویت و معنا راه می یابند. * نتیجه: پس از مصرف، گویی کوهی از داده های فرار را مرور کرده اید که هیچ جای پا و خاطره ماندگاری در ذهن شما باقی نگذاشته است. این خلاءِ محتوای معنادار، مستقیماً به احساس پوچی منجر می شود.

مثال کاربردی: شما 30 ریلیز درباره آشپزی، ورزش، طنز و اخبار دیده اید، اما اگر کسی از شما بپرسد «چه چیز جالبی امروز یاد گرفتی؟»، احتمالاً چیزی به یاد نمی آورید. این فراموشی سریع، به مغز این سیگنال را می دهد که وقت شما «هدر» رفته است.

راهکارهای علمی برای کاهش این اثر

  • قصدگذاری قبل از مصرف: قبل از باز کردن اپ، دقیقاً بدانید برای چه هدفی می خواهید وقت بگذارید (مثلاً: «فقط 10 دقیقه برای دیدن ریلیزهای آموزشی یک پیج خاص»).
  • تایم باکسینگ (جعبه زمانی): یک تایمر برای 15 دقیقه تنظیم کنید. با زنگ خوردن تایمر، بدون قضاوت، اپ را ببندید.
  • فعال کردن حالت «سکوت نوتیفیکیشن»: وقفه های پیامک و نوتیفیکیشن، چرخه معیوب توجه و انتظار را تشدید می کند.
  • جایگزینی فعال: پس از بستن اپ، بلافاصله یک فعالیت کوچک اما هدفمند انجام دهید (مثلاً: 5 دقیقه پیاده روی، آب خوردن، مرتب کردن میز). این کار حس عاملیت را فوراً بازمی گرداند.
  • پاکسازی دنبال شوندگان: به طور منظم پیج هایی را که پس از دیدن محتوایشان احساس بدی دارید، آنفالو کنید.

چرا بعد از ریلیز اینستاگرام احساس پوچی می کنیم؟

اخبار وبگردی:

آیا این خبر مفید بود؟