امضای یک توافق 14 بندی میان تهران و واشنگتن. توافقی که در ظاهر، گشادهدستی کمسابقهای از سوی ترامپ را نشان میدهد، اما در واقع، محصول ترکیب پیچیدهای از فشارهای ژئوپلیتیک، بحران انرژی، تابآوری مردم ایران، میدانداری مقاومت و تدابیر رهبری است که در هر حالت برای طرف مقابل در شرایط فعلی نقش پنجره خروج و دریچه نجات را دارد. این یادداشت، مروری است بر مسیر تاریخی این خصومت و چرایی رسیدن آمریکا به نقطهای که از ناچاری یا مکر، پای توافقی بیسابقه با بندهای پر از دست و دلبازی را امضا کند.
از آغاز روابط تا نخستین تحریمها
روابط رسمی ایران و آمریکا از سال 1899 آغاز شد و تا سال 1979 ادامه یافت. نخستین تحریم جدی علیه ایران، نه از سوی آمریکا، بلکه از سوی بریتانیا و در واکنش به ملیسازی صنعت نفت توسط دولت مصدق اعمال شد. با پیروزی چرچیل و آیزنهاور، نگرانی مشترک انگلستان و آمریکا از نفوذ شوروی، زمینهساز کودتای 28 مرداد 1332 شد؛ یکی از 62 عملیات ثبتشده سیا برای سرنگونی دولتهای خارجی.
پس از پیروزی انقلاب، آمریکا در سال 1980 و در واکنش به تسخیر سفارت آمریکا و گروگانگیری 52 دیپلمات به مدت 444 روز، تحریمهای گستردهای علیه ایران وضع کرد. فرمان «وضعیت اضطراری ملی» که در 14 نوامبر 1979 صادر شد، از آن زمان تاکنون، هر ساله توسط همه رؤسایجمهور آمریکا تمدید شده است.
رؤسایجمهور آمریکا و آزمونهای ناکام در رابطه با ایران
کارتر، پس از شکست در آزادی گروگانها، روابط را قطع کرد. ریگان، تلاشهایی برای مذاکره داشت اما بینتیجه ماند. بوشِ پدر، وعده پاسخ نیک در قبال آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان داد، اما پس از همکاری ایران، به تعهد خود عمل نکرد. کلینتون و سپس بوشِ پسر نیز مسیر خصومت را ادامه دادند و در این میان، بوشِ پسر، آشکارا سیاست براندازی را دنبال کرد.
با روی کار آمدن اوباما، تلاشهایی برای تغییر رویکرد آغاز شد. دیدار ظریف و جان کری در جریان مذاکرات هستهای، نخستین تماس رسمی در سطح وزرای خارجه پس از انقلاب بود. گفتوگوی تلفنی روحانی و اوباما در مهر 1392 نیز بالاترین سطح تماس دو کشور در 35 سال بود. این روند به برجام انجامید؛ توافقی که خیلی دوام نیاورد و ترامپ در سال 2018 یکجانبه از آن خارج شد.
بازگشت ترامپ و دو جنگ در یک سال
ترامپ پس از خروج از برجام، 180 روز به شرکتها فرصت داد تا ایران را ترک کنند و همه تحریمها را بازگرداند. برخی دولتهای عربی مانند عربستان و بحرین در کنار اسرائیل، از نخستین کشورهایی بودند که از این تصمیم استقبال کردند.
در سال 2025، مکانیسم ماشه توسط اروپا فعال شد و قطعنامههای تحریمی بازگشتند؛ اقدامی که نتیجه اعتماد بیجا به طرف غربی در مذاکرات گذشته بود؛ اینکه خطای سهوی بود یا کملطفی عمدی، تاریخ حقیقت را عیان خواهد کرد.
با بازگشت ترامپ به کاخ سفید، تنشها به اوج رسید و ایران طی یک سال، دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشت، اما در نهایت، شرایط جهانی انرژی، انسداد تنگه هرمز ، انتخابات پیش روی ترامپ و تابآوری مردم، آمریکا و ایران را به نقطهای رساند که پذیرش توافق را اجتنابناپذیر کرد.
نگاهی به توافقنامه 14 بندی ایران و آمریکا
توافقنامهای که در 28 خرداد 1405 به امضای رؤسای جمهور آمریکا و ایران رسید، 14 بند دارد که مفاد آن به شرح زیر اعلام شده است:
1. خاتمه فوری و دائمی عملیات نظامی
2. تعهد دو طرف بر احترام به تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور یکدیگر
3. تعهد به انجام مذاکرات در مدت حداکثر 60 روز
4. رفع محاصره دریایی و عدم ممانعت علیه تردد کشتیهای ایران، بلافاصله از سوی آمریکا و خاتمه کامل آن ظرف 30 روز و نیز خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه
5. تعهد ایران برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه فقط برای 60 روز و تعیین شیوه اداره تنگه هرمز توسط ایران با عمان
6. تعهد آمریکا و شرکای منطقهای برای بازسازی ایران با تامین حداقل 300 میلیارد دلار ظرف 60 روز
7. تعهد آمریکا به خاتمه تمامی تحریمها علیه ایران
8. تعهد ایران به عدم تولید مجدد سلاح هستهای
9. تعهد ایران به حفظ وضع موجود برنامه هستهای
10. صدور مجوز وزارت خزانهداری آمریکا برای صادرات نفت خام و محصولات پتروشیمی ایران
11. تعهد آمریکا به آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران
12. اتخاذ سازوکار اجرایی برای اجرای توافق نهایی
13. توافق در سایر موارد، منوط به شروع اجرای بندهای 1، 4، 5، 10 و 11
14. تأیید توافق نهایی با قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد
*چه چیزی آمریکا را پای امضا نشاند؟*
این حجم از امتیازدهی گشاده دستانه ترامپ بر اساس تحلیل متن و شرایط میدانی، میتواند ناشی از اثر عوامل زیر باشد:
■ عنایت الهی و همراهی مردم ایران
■ ایثار و مقاومت نیروهای میدانی
■ تدابیر مقام معظم رهبری
■ انسجام جبهه مقاومت
■ انسداد تنگه هرمز
■ فشار اقتصاد جهانی ناشی از بحران انرژی
■ تابآوری جامعه ایران
■ هزینههای سنگین جنگ برای آمریکا
■ برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال به میزبانی آمریکا
■ بحران داخلی آمریکا و نزدیک بودن انتخابات کنگره
نقشه راه رهبری و ضرورت هوشیاری مسئولان
رهبر عزیزمان در پیام روز گذشته خود، ضمن تقدیر از تلاشهای رئیسجمهور، استیصال آمریکا و احتمال زیادهخواهی ترامپ، ضرورت مراقبت از حقوق ملت ایران در مذاکرات آینده و اینکه مذاکره حضوری، به معنای پذیرش نظر دشمن نیست را مورد تأکید قرار داده و فرمودند:
«بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی، از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.
از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.»
این پیام، نقشه راهی است که ضرورت دارد دولت و همه مسئولان و نهادهای مسئول با هوشیاری کامل، هشدارهای ایشان را سرلوحه اقدامات و مناسبات خود قرار دهند.
جمعبندی نهایی
اینکه توافق اخیر، بخشش مکارانه آمریکاست یا مجوز خروج و فرار آبرومندانه ترامپ از معرکه، واقعاً معلوم نیست ولی برای ما نتیجهای است از مقاومت، همدلی، تدبیر و فشارهای ساختاری بر واشنگتن. با این حال، تجربه نزدیک به نیم قرن اخیر، نشان میدهد که اعتماد به آمریکا، بدون اخذ تضمینهای عملی، خطایی تکرارشونده است. اکنون، بیش از هر زمان دیگر، لازم است که محافظت و مراقبت از رهبری عزیز و مسئولان عالی کشور تقویت شود، تابآوری جامعه افزایش یابد، سفره مردم کوچکتر نشود و اجرای بندهای توافق، با دقت و وسواس پیگیری شود.
عزیزان
برای خوشحالی پس از گل عجله نکنیم، شاید که تله آفساید باشد، که امید است اینگونه نباشد.
با اعتقاد به نصرت الهی، ایمان داریم که پیروزی نهایی، همراه مردم مقاوم ایران است.
انشاءالله

.gif)






.gif)



0 دیدگاه